دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

۹ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوست

کیست این کشته که دریا شده خونین جگرش

سینه ای نیست که سوزی نبرد از شررش

گر بپرسند که کی لحظه ی میلادش بود

گویم آن لحظه که لب تشنه جدا گشت سرش

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۴
معصومـــه پــورابـراهیـــم

نمیدونم واقعا نمیدونم چرا اینجوری تو ذهنشون جا گرفتم!حتی یه بار یواشکی بعداز کلی اصرار ازیکیشون که بزرگتره پرسیدم که چه خصلت بدی دارم بهم بگو،واقعا چندتایی رو گفت که حس میکردم باید اصلاحش کنم.مثلا اینو یادم موند اینکه چیزایی که انتخاب خودته رو خیلی دوست داری (میدونم که خیلی به انتخاب خودم اهمیت میدم خیلی و این یه وقتایی شاید آزاردهنده باشه).شاید یه بار ازشون بخوام نقدم کنن حتما چیزای جالبی میشنوم:)

خلاصه،این یه نامه ست که یکتا(خواهرزادم) برام نوشته،وقتی از زیر دراتاقم فرستاد تو،بیدار بودم،خیلی خندم گرفته بود.بچه ها تو خونه میدونن،که میزان علاقه من بهشون بستگی داره به میزان ادبشون.من هیچوقت هیییچوقت اونارو با خریدن چیزی به داشتن خصلت های خوب اخلاقی تشویق نکردم.نمیگم بده ها،ولی نمیخوام جای پدرومادرشون اینکارو انجام بدم.من روش خودمو دارم.



امیرمحمدم که تو ابراز اصلا واهمه نداره اینجوری تعریفم کرد.

پیاده شدیم ازماشین،هوا سرد بود و دستامو گره کرده بودم دور خودم،وایسادم کنار درخت که یه خانوم همسن خودم نزدیک شد و سوالی پرسید وقتی رد شد دیدم امیرمحمد بهم نگاه میکنه،یهو گفت:الهی قربون غیرتت برم.لبخند زدم و پرسیدم:منظورت چیه!؟
گفت:خوشم میاد افتخار میکنم عمه،مغروری.
خندم گرفته بود و پرسیدم چرا فکر میکنی مغرورم!؟
گفت:هستی دیگه اون دخترو مثال زد برامو گفت:مثل اون نبودی.این چندمین باره که ازش میشنوم،نمیدونم دقیقا چیه منظورش ولی وقتایی این جمله رو گفته که من اصلا حواسم به کسی نبوده و غرقِ خودم بودم.
اینم هدیه ای که از امام زاده ابراهیم(ع) برام خریده(دستبند)،خیلی برام ارزش داشت ،ازاینکه فکر کرد چنین چیزی منو خوشحال میکنه خوشحال بودم.


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۲۵
معصومـــه پــورابـراهیـــم

احترام میذارم اما دوستشون ندارم آدمهایی رو که طبق عادت فدا میشن،دلتنگ میشن،قربون صدقه میرن!

احترام میذارم و دوستشون دارم آدمهایی رو که طبق ارادتشون گرم برخورد میکنن نه عادتشون.

آدم گاهی دلش یه سلام گرم ازته دل میخواد،یه خوش اومدی ساده ولی پراز مهربونی همین.

به همه احترام بذار اما قربون کسی که دوسش نداری نرو، فدای کسی که دوسش نداری نشو،خیلی خوشحال شدم از دیدنت رو به زبون نیار اگه واقعا نشدی.

سعی کنیم بشه.یادمون باشه خودمونم یکی از همونایی هستیم که لازمِ بهش احترام بذاریم.آره به خودمون احترام بذاریم و همیشه مقابل خودمون صادق باشیم،به خودمون دروغ نگیم،خودمونو دور نزنیم.

به خودم میگم،یادت باشه خودتم بنده خدایی که احترام بهش رو واجب میدونی،نه ازسر خودخواهی بلکه ازسر بنده نوازی،خودتو دوست داشته باش چون خدا دوستت داره.تو هرجایی که باشی بزرگترین و بالاترین سمت دنیارو داری،تو بنده خدایی و این سمت رو هیچ وقت دست کم نگیر که دست کم نگیرنت.با خودت صادق باش تا از دوست داشتن و احترام گذاشتن به خودت خجالت نکشی.

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۴۰
معصومـــه پــورابـراهیـــم

خو دوس دارم خوووووووو!
یه دختر پیدا کن نداشته باشه!
وقتی می بینم عین فنر می پرم ازجام البته کاملا نامحسوس!:)
حالا تقصیر من چیه که تو جاده شمال یه اکیپ موتور 1000 درحال حرکتن و جلو چشم من ،درست جلو چشم من رژه میرن!
حالا اگه یکی بود یه چیزی!نزدیک به 10تا در انواع رنگها!خو ذوق زده میشم خوووو، خواهرم تحت تاثیر من قرار میگیره دومادمونم تحت تاثیر خواهرم اونوقت جاده رو اشتباه می پیچهو مجبور میشه دور بزنه!:)
خب هرکسی یه چیزی دوست داره منم ...منم حالا چندتاچیز دوست دارم اشکالش چیه! من 1000میخواااااام:((
وجداننننن چققققدر ژست خورش شیکه:)))
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۸
معصومـــه پــورابـراهیـــم

 

اگر او همان تو باشی که برایت می نویسم!

اگر اینبار بشود هرآنچه که تابه حال نشد!

اگر قبول کنم که باشم که باشی که باشیم!

اگر بپذیرم که 10 روز دیگر اولین قرارِ ملاقاتمان باشد و...

و اگر باورت کنم!

وای اگر باورت کنم!

و وای اگر...

تمام این اگرها بشود!

 

این مدت که شمالم میخوام فقط به شمال فکر کنم...وقتی برگردم تصمیم می گیرم.فقط دخترایی مثل من که همه چیزو سپردن به خدا میتونن حس کنن چه حال عجیبیِ اینکه هربار فکر کنی ممکنه این همونی باشه که خدا برات خواسته و چقدر می ترسی از اینکه هربار بگی نه بدون اینکه حتی طرف مقابل رو دیده باشی.


پ.ن:دوست عزیزم که کامنتتون حالمو خوب کرد وکلی حرف دارم باهاتون،قول میدم به تمام سوالاتون جواب بدم،یه ایمیل از خودتون بذارید که من جوابتونو بدم:(

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۲۱
معصومـــه پــورابـراهیـــم


گفتم تو این روز بزرگ که قراره بابت چنین نعمتی سپاسگذار خدا باشیم منم به شکرانه ی این موهبت، چندتا از جملات حضرت علی(ع) از نهج البلاغه رو بنویسم.خیلی سخت بود انتخاب چون واقعا هرجملشون یه راه جدید و یه خط جدید واسه ادامه راهمون میتونه باشه.

 

قدرت نداشتن بر گناه نوعی پاکدامنی است.

کسی که زیاد یاد مرگ کند از دنیا به کم و اندک راضی گردد.وکسی که بداند گفتارش از جمله اعمال اوست سخنش مگر در آنچه او را مهم است کم می شود.

بزرگترین عیب آن است که عیب دانی صفتی را که مانند آن در خودت باشد.

مرد باغیرت هرگز زنا نمی کند.

ایمان عبد صادق نیست مگر اینکه اعتمادش به آنچه نزدخداست از آنچه دردست خود دارد بیشتر باشد.

تلخی دنیا شیرینی آخرت،و شیرینی دنیا تلخی آخرت است.

از آزار و جفای اهل دنیا چشم بپوش وگرنه هرگز خشنود نخواهی شد.

شکیبایی به اندازه مصیبت می رسد.و آن که زمان مصیبت جزع کند ثوابش نابود می شود.

خداوند روزی تهیدستان را در ثروت اغنیا واجب نموده،تهیدستی گرسنه نماند جزبا منع ثروتمند،و خداوند والامقام،گرسنگی فقیران را از ثروتمندان بازخواست خواهد کرد.

برای فهمیدن بپرس نه برای به سختی انداختن طرف مقابل،چرا که نادان یادگیرنده شبیه به عالم است،و عالم بی انصاف شبیه به نادانی است که برای زحمت دیگری سوال می کند.

آن که به خاطر دنیا غمناک شد بر قضاء خداوند خشمگین شده.و هر کس از مصیبتی که به او رسیده شکایت کند از پروردگارش شکایت کرده.و هرکه ثروتمندی را به خاطر ثروتش فروتنی نماید دوسوم دینش از دست رفته.و هر کس قرآن را قرائت نموده و مرده و وارد آتش گشته از کسانی است که آیات خدارا مسخره گرفته.و هرکس دلش به عشق دنیا شیفته شد دلش به سه چیز دنیا خواهد چسبید:اندوهی که اورا رها نکند،وحرصی که او را ترک ننماید،وآرزویی که آن را درنیابد.

اول پاداشی که بردبار از بردباریش می برد آن است که مردم در مقابل جاهل یارش می شوند.

اگر بردبار نیستی خود را به بردباری وادار،چرا که کم است کسی خودرا شبیه قومی کند و از زمره آنان نشود.


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۱۷
معصومـــه پــورابـراهیـــم

هیچ شبی مثل امشب نیست،امشب مثل دیشب نیست،دیشب مثل امشب نیست،امشب مثل امشب نیست،هیچ شبی مثل اون شب نیست
من :|
امشب :|
دیشب :|
هیچ شب :/
اون شب O_o
برگرفته از جشن عروسی همسایه :)
شب مهمیِ خووووو،خواننده دروصفش عاجز شده:)غیرقابل توصیف که میگن یعنی این،من فهمیدم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۰۳
معصومـــه پــورابـراهیـــم

میخوام عصبی باشم...ولی خندم گرفته انصافا!خدابگم چی کارشون نکنه!
پسرِ این موقع شب با فریاد تو خیابون گفت:
مردم شهر آسوده بخوابید که ما بیداریم!!!
الان همه بیدارشدیم از خواب آسودمون به لطف اوشون.
نیت مهمه اینا نیتشون خیر بوده خب!:))
ازدست شماها!!!
من برم تلاش کنم آسوده بخوابم:(دیگه خیالم راحت شد اونا بیدارن:)

 

پ.ن:این پست مربوط به 2شبِ،نمیدونم چرا صبح ثبت شد!

 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۰۶:۳۴
معصومـــه پــورابـراهیـــم