دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

عشــق،وقتـــی کوچیــکه دیــده میــشه

امـــــــا...

وقــتی بـــزرگــــــه،نـــه.

(سریال بیمارستان چونا)


خیلی به دلم نشست
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۱
معصومـــه پــورابـراهیـــم

با چشم هایی باز خوابیم و با چشم هایی بسته بیدار...
 دنیا وارونه شده،نه واژه هایم

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۴ ، ۰۸:۳۰
معصومـــه پــورابـراهیـــم
گاهی برداشت من چقدربا واقعیت فاصله داره!از بس دو پهلو حرف میزنیم که آدم نمیدونه چیوباید بفهمه! نمی دونم گاهی وقتا من خیلی سادم یا بعضیا خیلی پیچیده!اونوقت آدمای ساده می شن بی جنبه،آدمای پیچیده میشن باجنبه. چرا؟چرا ساده ها بی جنبن؟چون زود باورتون می کنن؟کسی سخت،باور میکنه که سخت،باور بشه...وکسی که سخت، باور میشه،باید نگران خودش باشه... چقدر دنیا وارونست!چه چیزایی عیب محسوب میشه و چه چیزایی حُسن! کاش،کاری نکنیم که آدما،سخت باور بشن.مراقب باشیم،دنیا بهشون نیاز داره.
گفته بودم این شعر احتمالا از سیمین بهبهانیه یادمه... ولی اشتباه می کردم از خانم بیتـــا امیــری بود. هنـوزم از خوندنش لذت می برم!  
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست/می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست می نشینی روبه رویم خستگی در می کنی/چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است؟/باز می خندم که خیلی،گرچه می دانی که نیست شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند/یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی/دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می شود،بابغض می گویم نرو/پشت پایت اشک می ریزم،در ایوانی که نیست می روی و خانه لبریز از نبودت می شود/باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست بعد تو این کار هرروز من است/باور این که نباشی،کار آسانی که نیست

پ.ن:بدم میادخیلی بدم میاد از خودم و از همه اونایی که،یه جاهایی که نباید(!) دوپهلو حرف میزنن."گــــاهــــی" آدما دوست دارن بشنون حتی چیزی رو که دوست ندارن!ولی درگیر نباشن بین دو تفکر یا دو برداشت متفاوت.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۰۸:۱۸
معصومـــه پــورابـراهیـــم

روزدختـــــــــــــــــــــــــــــرمبارک،خصوصا به اونایی که اسمشون مثل من معصومه ست.

بالاخره بعد از ماه ها جستجو ،چادر مورد علاقمو پیدا کردم.امروز یه چادر خشکل خریدم،چقدر اتفاقی تو چه روزی خریدمش!

وقتی برگشتم مامانم سرنماز بود،بعد نماز اومد تو اتاقمو گفت:بیا بیرون ببینمت.منم چادرو سرکردمو رفتم بیرون،الهی بمیرم چقدر دوست داره من چادر سر کنم!انقدر ذوق میکردو تعریف میکرد که خجالت کشیدم!

رفتم جلو آینه،میگم:خدایا خوشکل شدم؟دارم سعی میکنم ها!تو میدونی،فقط تو میدونی،به عشق توهه به عشق خودت فقط خودت...

 

خدایا توفیق بندگی رو به من هم بده.هنوز مونده اونجوری بشم که دوست داری ولی قدم اولو تو ظاهرم بپذیر،همین که از شونه هام منتقل شده به سرم...سعی میکنم با رفتارم ارزششو زیر سوال نبرم.

یکتای مندوووست دارم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۱
معصومـــه پــورابـراهیـــم
گاهی برای اثبات ادعایم تلاش نمیکنم... فقط... لبخنــد میزنــم.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۷
معصومـــه پــورابـراهیـــم
تو قلــــــب بعضی از آدما هیچوقت نمی تونی عشق اول باشی،حتــــی اگه... اولین نفری باشی که وارد زندگیش میشی.
عشق اول بعضیا خداست...ومن عـــــــــــــــــــــــاشق اون بعضــــــــــــــیا....
من میخوام عشق دوم باشم... یکتــای من،میشه؟ 

لاهیجانم،امشب برمیگردم ساوه...دارم به قرقاول های تو حیاطمون نگاه میکنم!قربون خالقش برم من!
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۵
معصومـــه پــورابـراهیـــم