دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

دلبری ِ جدیدِ اولیا:)

سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۷ ب.ظ
امروز داشتم خیلی جدی با اولیا صحبت میکردم و درمورد دانش آموزی نکات لازمو میگفتم که بدونن ادب به اندازه درس برام مهمه که یهو گفت:آره اتفاقا فاطمه گفت منم گفتم اون که خوشکل و مهربونِ!تازه بچه های فامیلشم همه مشتاق شدن که بیان این مدرسه از بس شمارو دوست داره!
من:||
بازم من://
یعنی واقعا مونده بودم!اولا از کجا میدونی من مهربونم خوووو!از دیدِ خودم من فقط آرومم(کاش باشم)
ثانیا اگه اون چیزی که گفت هم باشم چه ربطی داره! آیا نمیتونم با دانش آموزی جدی برخورد کنم!
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۰
معصومـــه پــورابـراهیـــم