دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

امروز جنس دوست داشتنمو،دوست داشتم...

چهارشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۳۵ ق.ظ

مداحی داشت،دهه اول محرم، هر روز...

تمام روزا دلم میخواست یه روزو برم،ولی خیلی چیزا مانع می شد.یکیش اینکه دلم میخواست هدفم روضه باشه نه چیز دیگه.

مدرسه بودیم،چند ساعت اول در دفترش قفل بود که تمرین کنه،رفتم پشت در که در بزنم و کارمو بگم ،دستمو بردم بالا که زمزمش نذاشت....حسین آرام جانم،حسین روح و روانم...مکث کردم پشت در و چنددقیقه ای ایستادمو گوش کردم...برگشتم دفتر پشت میز خودم و صداشو تو ذهنم مرور کردم...

دوشب پیش پیام داد: امروز یه لحظه دیدمت ولی بعد گمت کردم،ببخشید.

جواب دادم:دلم میخواست باشم ولی نشد.

پیام داد:نبودی؟!!!!امروز!من دیدمت!

روز بعدش،روضه حضرت قاسم ع بود،اتاقش بودیم که گفت :پورابراهیم بیا

لبخند زدم و گفتم ان شااللّه .

بازم نشد...

امروز اومد دفتر باسرعت یه نگاه کرد به من و با یه لحنی گفت:تاحالا نیومدی نه؟!نیومدی !

خجالت کشیدم و گفتم نه!نشد.ان شاءاللّه ...قطع کرد حرفمو گفت،امروز میای.گفتم باشه ان شاءاللّه میام...

داشت میرفت بیرون که برگشت طرفم و گفت:پورابراهیم بیا واسه مجردا خوبه:)

گفتم: اگه اینجوری ِ نمیام:)

خندید و گفت: شوخی کردم بیا.

ساعت 12 بود که از بیرون تماس گرفت مدرسه،همکارم گوشی رو برداشت،بهش گفت:مجدد یادآوری میکنم امروز بیاین باهم.اینکه دوست داشت باشم برام دوست داشتنی بود،شاید چون میدونست دوست دارم باشم و اخلاقمو میدونست.

رسیدم خونه تند تند ناهارو خوردم نمازو خوندم و آماده شدم و با فریبا رفتیم خونه یکی از شهدا که مراسم بود و مدیر مداحی داشت.

دور نشستم برخلاف اصرار همکارم، از دور نگاش میکردم، یهو برگشت طرفم و ازدور لبخند زد و لبخند زدم.سلام کردم آروم،سلام کرد.

شروع کرد به صحبت و بعدش مداحی ...دلمو هوایی کرد،اشکمو درآورد،ولی سبک شدم،امروز یه جنس دیگه دوستش داشتم!جنس دوست داشتن آدما چقدر تو موقعیت های مختلف تغییر میکنه ها!ممکنه ناب تر بشه، خالص تر، قشنگ تر،دلپذیرتر....

دوستت داشتم امروز مدیرجان...ناب تر،خالص تر، قشنگ تر ودلپذیرتر

پ.ن:مصمم تر شدم،دلم میخواد کنارش باشمو بخونم!نمیدونم میشه یا نه!ولی...فکر کردم میتونم،قبلا فقط صداشو داشتم،اما الان عشقشم دارم به لطف خدا

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۸
معصومـــه پــورابـراهیـــم