دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
  • ۲۹ اسفند ۹۶ , ۰۹:۵۰
    :)
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

قشنگتر بود...

سه شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۷ ب.ظ
قشنگ بود وقتی تو مراسم هفت دایی، میگفتن ؛

خدا رحمتش کنه آزاری به کسی نرسوند
خدا رحمتش کنه همسر و پدر خوبی بود
خدارحمتش کنه آدم حلالی بود
اما قشنگتر زمانی بود که وقت اذان می شد...
دختر دایی ها و پسردایی ها هربار با صدای اذان به هم می‌ریختن،تو اوج گریه به هم میگفتن؛
بابا نماز اول وقتو دوست داشت،پاشیم پاشیم بچه ها...
خوش به حال چنین بچه هایی، خوش به حال داییم....خوش به حال همسرش...
:(
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۹
معصومـــه پــورابـراهیـــم