دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

زن که باشی...

سه شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۳ ب.ظ

چقدر خوب بود که زنها وقتی می شینن کنار هم،انقدر حرف بیخود نزنن...از رنگ مو و طلای خانوم ایکس وهزار تا چیز بیخود دیگه میگن تا برسن به اینکه وای شوهرم اله دخترم بِله ووو...

تو چنین شرایطی، حالم ازاینکه زنم به هم میخوره، از اینکه تو جمع چنین آدمهایی نشستم سر درد میگیرم!و اصولا هم در سکوت غرق میشم،درحالی که پرازحرفم پراز بازیگوشی ولی سکوت میشه انتخاب من چون غریبم با چنین هم صحبتی هایی...منو آروم تصور میکنن بدم نمیاد ولی از اینکه برخلاف واقعیت تصور میکنن ناراحت میشم،نگرانم که مبادا جاهایی منِ واقعی رو ببینن  و متعجب بشن...هر چند مهم این ِِ که قصد من از آرامش و سکوت ،درک نکردن حرفای بیخوده و شریک نشدن تو جرمشون:) آخ که سکوت چه آرامشی داره بعد از اتمام این دورهمی ها...

متاسفانه کسی نیست که همپای سکوتم باشه...و تازه میفهمم همپا بودن فقط تو حرف زدن و خندیدن و این چیزها نیست...گاهی میشه همپای سکوت کسی شد و این همراهی چقدر لذت بخش خواهد بود وقتی که هدف و نیت یه چیز مشترک باشه

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۹
معصومـــه پــورابـراهیـــم