دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
  • ۲۹ اسفند ۹۶ , ۰۹:۵۰
    :)
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

برای تو می نویـسـم...

يكشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۰۳ ق.ظ

حسود شده ام!نسبت به تمام دخترانی که همسر با ایمان دارند...حسود نه! حسرت میخورم...دور هم که جمع می شویم، یکی می گوید: فلانی را دیدی!چه انتخابی داشت،عجب شوهر خوش تیپی دارد.

فلانی رادیدی؟ عجب وضع مالی خوبی دارد.

فلانی رادیدی؟خوش به حال کسی که زنش بشود.

 ومن...من حسرت همانی را میخورم که کمتر از او حرف میزنند، چون نیست که حرف بزنند...همان فلانی که فارغ از دنیا، دنیای خودش را دارد...همان فلانی که اگر باشد ممکن است دکمه های بسته اش را سوژه کنند،همان فلانی که نگاهش پایین است و رنگ چشمانش برای کسی آشنا نیست...

فلانی...کاش روزی طبق تصور من پیدا شوی تا تو را نه نشان کسی، بلکه نشان خودم بدهم و به تمام این تردیدهای مسخره دل آزار بگویم،این همان فلانیست که می گفتید بعید است باشد ولی هست...

فلانی زندگی من، تو بدان در این روزها که رویای پول است و تیپ است و زیبایی و رهایی...من چقدر حسرت تویی را میخوردم که در کنار ایمان و اخلاق و شعور و صداقتت،می شود خوشبخت ترین زن دنیا شد...

حالا هی فلانی ها را نشان هم بدهند، فلانی های موجود، فلانی مورد نظر من نیستند...

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۷
معصومـــه پــورابـراهیـــم