دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
  • ۲۹ اسفند ۹۶ , ۰۹:۵۰
    :)
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

دغدغه های فکری این روزهای من...

يكشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۳۶ ب.ظ

واسه اینکه قرارداد ببندم مردد بودم...قبول نکردم اولش،مدیر اصرار کرد و تجدید نظر کردم...

امسال درس فناوری پایه ششم پسرونه و دخترونه رو بهم دادن(اوه اوه پسرونه!اونم ششم!) بخش اداری هم جایگزین معاون مدرسه میشم.... ذوق مرگی نداره ولی استرس چرا،اینکه جوری کار کنم که درآمدم حلال باشه تواولویت دغدغه هامِ...میخوام قراردادم رو جوری تنظیم کنم که هروقت دلم نخواست و حس کردم نمیخوام به دلایلی که برام مهمه ادامه بدم،بتونم کنار بکشم...

میدونید،من آرزوهامو تو دفترم نوشته بودم،وقتی به خیلی هاش رسیدم،دیدم خیلی از آرزوها خیلی هم بزرگ نیستن! وقتی خدا بهت میده میبینی چقدر آدم بیچارست که این چیزا تو دنیا براش آرزو باشه!شاید چون قبل از رسیدن به آرزوهام،به آرامش رسیده بودم دیگه اینا تو کمو زیاد شدنش تاثیر نداره...خدایا شکرت که دنیا انقدر بیخوده:)اما خب درجا زدن رو دوست ندارم به دلیل بیخود بودن دنیا،کلاسی که میرفتمو دارم ادامه میدم تو زمینه مورد علاقم،واسم انگیزست اینکه یه روزی کارامو بذارم وبم،میخوام دوره تجوید رو هم برم ان شاءاللّه،زیاد گفتن لحنت واسه قرائت چقدر قشنگه میخوام از این به بعد اصولی تر قرآن بخونم... و خب،زبان رو در سطح یک رها کردم :)یادمه استادم می‌گفت لهجه امریکایی داری:)))) (خیلی خوشم میاد! لهجشونم دارم!)بدم نمیاد ادامه بدم...

فعلا برم آماده شم بریم خونه خواهرم افطار دعوتیم...فعلا همین که چندتا از دغدغه هامو نوشتم کافیِ،تا درودی دیگر بدرود...

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۲۰
معصومـــه پــورابـراهیـــم