دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

آقا مهدی فراموشم نکرده بود!!!

چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۲ ب.ظ

شاید یک سال پیش بود که با دوستش رفت امام زاده سید علی اصغر...بعد از زیارت خیلی یهویی رفتن سر مزار شهدا و خیلی یهویی به دوستش گفت:بیا یه دوست شهید انتخاب کنیم برای خودمون.چند بار بالا و پایین رفتن تا به قول خودشون انتخاب کنن!تا اینکه ناخواسته ایستاد بالای سر مزار یکی از این شهدا!با جذبه بود،مهربون و نجیب.یهو گفت:من انتخاب کردم این شهید منِ،سردار شهید مهدی... یهو دید اسمش مهدیِ!واسه اون مهدی یه رمز بود .شک نکرد که میخواد همین دوستش باشه.

موقع رفتن باصدای بلند درحالی که کنار دوستش ایستاده بود،به دوست شهیدش گفت:خداحافظ من برمیگردم ولی نمی دونم کی!

اینو گفت و اون روز شد آخرین روز دیدارشون و بعد از اون دیگه نرفت سراغ دوست شهیدش،اصلا فراموشش کرده بود.تا اینکه شاید یک سال از اون ماجرا گذشته بود،که خیلی اتفاقی یه آگهی دید،آگهی همکاری که نیاز داشتن به شخصی که کار با فوتوشاپ بلد باشه برای کارهای مذهبی.رفت و گفت:من بلدم.گفتن:بودجه زیادی در نظر نگرفتیم.گفت: من هستم بدون بودجه.گفتن:باشه.اجرتون با شهدا.

چندتا کار اولو که طراحی کرد متوجه چیز خاصی نبود تا اینکه براش متنی فرستاده شد که در انتها باید می نوشت:پایگاه شهید مهدی ...

آره این شهید همون شهید امام زاده بود!و اون تعجب کرده بود!چرا !بین این همه شهید این شهید!چرا بین این همه آدم اون!

اون دوست شهیدشو فراموش کرده بود ولی انگار آقا مهدی معصومه رو یادش مونده بود!

انگار هیچ چیزی تو این دنیا اتفاقی نیست!وحالا امروز همون دوستش یکی از اطلاعیه هایی که من طراحیش کرده بودم رو گذاشته بود پروفایلش،بدون اینکه بدونه!یکم عجیبِ اتفاق هایی که برام می افته!الان مدتیِ میخوام برم سر مزار همون شهید ولی یه جورایی استرس دارم!حس می کنم همون حوالی حضور دارن ایشون و (جدا از بحث شهیدان زنده اند)واقعا حس میکنم من قراره برم یه آدم زنده رو ببینم!یه آشوبی تو دلمِ که نگوووووو و نپرس!


درحال برگشت از امامزاده سیدعلی اصغر(ع)،به آقا مهدی سرزدم😊وویییی که چقدر خوب بود.ساعت1:28

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۸
معصومـــه پــورابـراهیـــم