دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

دل نوشتــــه

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ب.ظ

چقدر دلم نوشتن می خواهد...هوس کرده ام بنویسم،اما انگار فصلش نیست!بهانه می خواهم...مثلا بارانی،برفی ،برگ های پاییزی،دل گرفته ای یا شادی ناشناخته در کنج دلی....خاطرات خاطره اند و من دلم لحظه ای ناب می خواهد از جنسِ حال.

حس می کنم حرف هایم بوی کهنگی می دهند!بوی غبار...همین که می نویسم بوی خاک بلند می شود،بوی نم!انگارکه شیلنگ آب را گرفته باشم روی واژه های خاک خورده ام!

کسی چه می داند شاید بزرگ شده ام که این روزها هوای کودکی به سرم می زند!هوای بزرگی من صاف نیست کمی تا قسمتی ابریست،مدت هاست که چیزی برای خودم نمی خواهم،برای مردمی می خواهم که حالشان خوب نیست!برای همان عده از مردمی که حتی خودشان هم نمی دانند حالشان خوب نیست!

گاهی دلت میخواهد نخوانی تا ندانی مردم چه کرده اند با رسم روزگار!زمانی ناله ها از روزگار بود و جفایش،اما اکنون باید نشست پای درد و دل های روزگاری که خودش هم نمی خواست چنین ناجوانمردانه بد باشد...

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۰
معصومـــه پــورابـراهیـــم