دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

دل نوشتــه

دوشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۴۰ ق.ظ

 طبق عادت سحر بیدارم...بیدارم و دلم گرفته...مهمونی خوبی بود برای من،هر چند مهمون خوب بودنو به اندازه مهربونیات بلد نبودم.

ته مهمونی ها لحظه خداحافظی حس غریبی میاد سراغت،حس غریبی اومده سراغم.میدونی تو این یه ماه هرجا که میرفت کمی عصبی بشم،ناراحت بشم یا ناراحت کنم با خودم میگفتم معصومه!شیطان دست وپاش بستست ها!این الان خودتی و این خیلی کمکم میکرد که صبورتر باشم،خدایا این صبوریو واسه لحظه لحظه های زندگیم ازت میخوام.یادته سحری ها،تو این یه ماه!دعاهامو سوتی هام!گاهی سرافطار به امید اجابت یک دعای روزه دار فقط یه دعا میکردم.فردا نمیدونم اگه قرار باشه عیدی بهم بدی،اگه بخوای یه دعامو مستجاب کنی و باقیشو ذخیره،کدومشو انتخاب میکنی!اما میخوام بدونی من از دنیای بی تو میترسم،من از روزای بی تو وحشت دارم...خدای من... من هیچ چیزو تو این دنیا بدون تو نمیخوام.خاطره های این ماهمو باتو،که یکیش همین تمدید احساس قشنگ گذشتم بوده رو،یادم می مونه...معصومه دوستت داره.

عیدتون مبارک عزیزانِ دل

 

مابین این احساس عاشقانه نصف شبیم ببین یهویی چی میگن خدایا!

پیامک زده میگه:فردا عیدفطرِ،مصاحبه میکنن باهام

میگم:چه جالب

کاملا جدی میگه:معصومه وقتی ازم پرسیدن چه حسی داری چی بگم؟برام پیامک کن چی بگم.

میگم:من بگم تو چه حسی داری؟خو من از کجا بدونم تو چه احساسی داری!!!!!!

میخنده میگه حالا بگو.

وجدانن الان دارم فکر میکنم فردا اون چه احساسی داره!ولی واقعا نمیدونم!به نظرشما اون چه احساسی داره!:)) ؛)

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۰۵
معصومـــه پــورابـراهیـــم