دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

خدایا منو سرمایه دار نکـــن

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ق.ظ

یکی از میلیونرهای بالا شهری اینجا محسوب میشه.تو فاصله چند متری فقط نگاش میکردم.مشغول درست کردن آبگرمکن بود که یهو واشر در رفت و آب کف آشپزخونه رو کاملا خیس کرد و اون هم روبه روی فشار آب ایستاده بودو گَه گاهی پلک می زد و من  از شدت عصبانیت خندم گرفته بود.اصولا وقتی عصبانی می شم و دلم میخواد یه چیزی به طرف مقابل بگم و نمی تونم به دلیل رعایت اصول اخلاقی اینکارو انجام بدم،خندم میگیره.

بعد از خرابکاری تو این قسمت خونه،اعتراف کرد که کار فنی هستش و ایشون از پسش برنمیاد.

بعدش رفت سراغ شیر ظرف شویی و گفت:عوض کردن سینک ها گرون میشه و خودش شروع کرد به تمیزکاری.و من بازهم خندم گرفت چون بازهم دلم میخواست یه چیزی بگم و نمیتونستم.

دستگیره ی درخونه ای که چندصد میلیون پولشه  رو میخواست با میخ محکم کنه نه به خاطر صرفه جویی فقط به این خاطر که حساب بانکیش جابه جا نشه وپول خرج نکنه.

خلاصه اینکه تا جایی که راه داشت میخواست واحد خونه رو خودش تعمیر کنه و حاضر نبود یه متخصص بیاره برای اینکار!جالب اینجاست که فرهنگی ام بودن و مثلا تحصیلکرده.حالم از اون منطقه آروم و دنج بهم خورد و دیگه هیچ چیزی از نظرم زیبا نمی اومد.

یه لحظه فکر کردم چقدر متنفرم از این آدمها و از آدم هایی که حاضر نیستن پول خرج کنن و فقط میخوان جمع کنن.متنفرم از حساب بانکی های نجومیِ آدم های تازه به دوران رسیده.متنفرم از آدم های سرمایه داری که ذره ای از انسانیت بو نبردن.متنفرم از این نوع زندگی...

بهش نگاه میکردمو و با خودم میگفتم:اگه بابام اینجوری زندگی میکرد،الان وضع مالیش چطور بود!یه حس خجالتی اومد سراغم!حتی از تصورش هم خجالت کشیدم.از صمیم قلب خوشحال شدم که همیشه زندگی معمولی و راحتی داشتم.

فکرم کماکان درگیر بود و سرمیز شام،بلند گفتم:خدایا اگه قراره اینجوری سرمایه دار باشم،هیچوقت زنده نباشم که اون روزو ببینم.مامانم نگام میکرد و لبخند میزد.

آقا من رو شخصیت آدما ضعف دارم،بلد نیستم به کسی به خاطر داراییش،موقعیتش،مدرک تحصیلیش،زیباییش و و و..... احترام بذارم،بلد نیستم.خودتم بکشی من یکی به خاطر ِِ این چیزا،بهت احترااااااااام نمیذارم.

خدایااااا شکرت به خاطر اینکه ثروت آرزو و دلیل شادی من نیست.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۲۵
معصومـــه پــورابـراهیـــم