دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

به کودکـــی ات سر بزن

چهارشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۶، ۰۴:۲۳ ب.ظ

پروفایل یکی از دوستام،عکس بچگی هاش بود.امروز صبح وقتی دیدم باخودم گفتم:آخی چقدر معصوم!این همونِ که من یه زمانی ازش دلخور بودم!اینو که فقط میشه دوست داشت!چه فرشته کوچولویی!اصلا فراموش کردم الان چقدر بزرگ شده!حتی عکس بچگی آدما،هنوزم معجزه میکنه.فکر میکنم خیلی غافل شدیم.
سر صبحی این شد دل نوشت من و براش هم فرستادم؛


هر جای دنیا، که گم کردیم راه را،خوبی را،لبخند را...کاش برگردیم به خلق و خوی کودکی، به همان معصومیتی که زمان بلعید.
ما آن زمان قدرت معجزه داشتیم،با همان دستهای کوچک، همان کلمه های اشتباهی، همان لباس های نامرتب، همان لب های آغشته به شکلات!با همان قلب کوچکمان،بزرگترین قلب ها را تصرف میکردیم...
چه شد که با دستهای بزرگتر،با جمله های درست و متفکرانه، با لباس های شیک و باکلاس، با لب های تمیزِ آغشته به لبخند، با قلب های بزرگتر،حالا در قلب های کوچک هم، موقتی شده ایم!
هنوز هم میشود معجزه کرد،کافیست یادمان بیاید کودکی مان را...


میگم ریکاوری کنیم سخته؟باور کنیم آدما وقتی بزرگ میشن عاقل نمیشن،اونا وقتی عاقل میشن،بزرگ میشن.و من هنوزم شک دارم که بزرگترها،بزرگترن.

پ.ن: دلم واسه دوران کودکیم تنگ شده...کاش یادم نره منم یه روز همون بچه معصوم دوست داشتنی بودم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۲۳
معصومـــه پــورابـراهیـــم