دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

به دنیا خوش اومدی...

پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۵۸ ب.ظ

برای دومین بار عمه شدم.برادر کوچک تازه 2 روزه ،برای اولین بار بابا شده.ارشان وارد دنیای ما آدم بزرگا شد:)

نزدیک اذان صبح ،تاریخ 10 اسفند بود که  زنداداشم پیامک داد:معصومه من بیمارستانم فقط تو میدونی،برام دعا کن.منم کمی باهاش حرف زدمو بهش انرژی مثبت دادم:) خلاصه من بیشتر از بقیه اون روز هیجان زده بودم،من میدونستم یه موجود کوچیک داره به جمع خانوادمون اضافه میشه و اون روز،روز خاصی خواهد بود برای همه خصوصا برای پدر و مادرش ...


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۲
معصومـــه پــورابـراهیـــم