دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

مرور کــن تا تکرار نکنــی ...

سه شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۳۸ ب.ظ

یکی از عادت های چند سال اخیرم شده این که برگردم به گذشته و ببینم چقدر از عادت های بدم فاصله گرفتم و چقدر به عادت های خوب نزدیک شدم.

نمیدونم فهمیدن این موضوع که چقدر بچگی میکردم ،به سنم مربوط میشه یا قوی تر شدن اعتقادم!واقعا نمی دونم!اما از خیلی از رفتارهام تو گذشته خجالت می کشم(این گذشته که میگم یه بازه زمانی 5 سالست)نمیگم همه عادت های بد رو اصلاح کردم ولی خب،حداقل فهمیدم اشتباه بوده و دارم تلاش میکنم برای اصلاحش.

فکر میکنم اولین گام موفقیت و دور شدن از خصلت های نه چندان دوست داشتنی،قبول داشتن اون خصلت یا عادت،به عنوان اشتباست.همین که خودت قبول کنی اشتباه کردی،باور کنی که همه کارات درست نبوده یعنی نصف راهو رفتی،به نظر من قبول کردنش سخت ترین مرحله ترک یه عادتِ بده و ادامه راه با توکل و تمرین حل میشه.

معصومه فهمیده لجباز بوده،لجبازی که شاید بیشتر از دیگران به خودش آسیب رسونده،فهمیده حاضرجواب بوده،فهمیده عجول بوده و و و ....وداره سعی میکنه حالا که فهمیده به مسیرش ادامه نده.مهم نبود که بقیه چقدر مقصر بودن تو بروز بعضی رفتارا،مهم اینه که باور کردم رفتار متقابل با بعضی آدما آرامش خودمو میگیره.سخته ولی خب وقتی با ترک یه سری رفتارا حالت خوبه،تلاش میکنی برای ترکش،دلایل مختلفی هم می تونه داشته باشه،که برای من،در اولویت جلب رضایت خداست وهمین دلیل باعث شده که تلاش کنم.نوشتم که یادم بمونه مقصدم کجاست و چقدر خوشحالم از اینکه تصمیم گرفتم برای مقابله با آدمایی که آزارم میدن مثل خودشون  رفتار نکنم.

گاهی باید گذشته رو مرور کرد نه برای اینکه غصه بخوری،نه برای اینکه ناامید بشی و درجابزنی،برای اینکه یه اشتباهو چند بار تکرار نکنی.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۰۳
معصومـــه پــورابـراهیـــم