دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

بالاخره فهمیدم

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۴ ق.ظ

وقتی پیچیدن جلومون وگفتن ببخشید خانم چند دقیقه وقتتونو به ما میدین ،خواهرم یه نگاه انداخت بهشون و یهو گفت:پناه بر خدا!من به حدی از جملش خندم گرفته بود که تا چندثانیه سرم پایین بود.

دوتاخواهربودن که برای تک برادرشون که همه چی تمومه دنبال دختر خوب بودن(!)به جون خودم دقیقا همینو بهم میگن.من میگفتم نه،اونا با خواهرم حرف میزدن.خواهرم از یه جایی به بعد فقط میگفت:خودشون میدونن.قشنگ میفهمم همه رو شاکی کردم:)بعدشم درکمال احترام گفت:شما خیلی ریسک می کنین که اینجوری کسی رو می پسندین.اونام گفتن واقعا نمیدونیم چرا اومدیم سمت شما!یهو دوتامون از خواهرتون خوشمون اومد.و بعدش هم شروع کردن به تعریف کردن از برادرشون که حس کردم اگه واقعیت داشته باشه خیلی خوب تشریف دارن!تکلیف جواب من روشن بود ولی با خودم گفتم شاید پوشش جدیدم تصمیم گیری رو براشون راحت کرده،پرسیدم:شما از کجا می دونین من دختر خوبیم؟گفتن:فقط میدونیم خیلی به دلمون نشستین.

جواب منطقی بود انصافا:) بالاخره فهمیدم برچه اساسی میان سراغ آدم.تاحالا نشده بود از کسی انقدر جدی بپرسم!خیلی خیلی خیلی خوشحالم از اینکه بالاخره فهمیدم.

موافقین ۴ مخالفین ۱ ۹۵/۰۹/۱۹
معصومـــه پــورابـراهیـــم