دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

عاشق شــدم

جمعه, ۲۸ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۰۹ ق.ظ

این شیرین ترین اتفاق زندگیم بود.بعد از سپری کردن روزگاری که از یه جایی به بعدش منتظر یه معجزه شدم و منتظر یه عشق که مسیرمو تغییر بده،حس میکنم که بالاخره عمیقا درکش کردم.

چند ساله درگیر این احساسم.تا این لحظه از زندگیم،هیچکس رو به اندازش دوست نداشتم.انقدر شیفتش شدم که حاضر شدم به خاطرش تغییر کنم!دروغه که میگن نباید به تغییر آدمی امید داشت.من میگم اگه عاشق باشی تغییر می کنی و به سمت خوبی ها قدم بر میداری.

عاشق نشده بودم که بفهمم عشق واقعی چه شکلیه!فقط حس می کردم دوست داشتن شدید یکی،معنیش همون عشقه.اما وقتی بیشتر شناختمش،عاشقش شدم.البته خودش کمک کرد که عاشقش شدم.چندسال صبر کردمو درموردش چیزی ننوشتم تو وبم،چون میترسیدم جو باشه،یه عشق سطحی باشه که قراره یه جایی تموم بشه و برگردم سرجای اولم اما...بعداز چندسال هنوز برنگشتم وامیدوارم تا آخرش عاشقش بمونم.

به خاطر علاقم بهش،از اون ظاهر در "اصطلاح" امروزی رسیدم به جایی که پوششمو تغییر دادم!چون فهمیدم پوشش قبلیمو دوست نداره.

یه چیزایی به زندگیم اضافه شده که قبلا جزئش نبوده!یه چیزایی حذف شده که قبلا لازمه ی زندگیم بوده.دارم تمام تلاشمو می کنم که نزدیکتر بشم بهش.

معیار علاقم به بقیه،شده علاقه اون!

دوست داشتنش بهم قدرت میده.افتخار می کنم که دوستش دارم.نمیدونین وقتی حس میکنم اونم دوستم داره چه حالی ام!یا وقتی حس میکنم اجازه داده عاشقش باشم چه حسی دارم.من تا امروز واقعا کسی رو به اندازش دوست نداشتم!قسم میخورم کسی رو انقدر دوست نداشتم که حاضر بشم به خاطرش کوچیکتریـــــــــــن تغییری تو روش زندگیم ایجاد کنم.همه چیز برمیگشت به اینکه خودم دلم میخواد یا نه!ولی عوض شدم!شاید کاملا یه معصومه دیگه نشده باشم اما....دیگه معصومه قبل هم نیستم.عشق اولم کسیه که من به خاطرش از خیلی چیزا فاصله گرفتم!چیزایی که حتی فکرشو نمی کردم یه روزی اگه بخوامم اگه بخوامم اگه بخوامم،بتونم از پس انجام دادنش بربیام.

منِ بد،دارم سعی می کنم سعی میکنم خوب باشم!حالا معنی عشقو می فهمم.حالا دیگه باور نمی کنم وقتی پای عشق وسط باشه،"من" معنی داشته باشه.حالا مطمئنم میشه تغییر کرد میشه عوض شد میشه فرق داشت با همیشه.نمیدونم تا کی عاشق می مونم واقعا نمیدونم!ولی میدونم عشق اول منه،الان حالم خوبه و میخوام جوری باشم که اون دوست داره.

اینکه چرا یا چی شد که شد عشق اولم داستانش مفصله،پروسه ی عاشقی 5 ساله رو نمیشه تو یه پست خلاصش کنم.

تو معجزه ی زندگی کسی هستی که همیشه منتظر بود عاشق بشه و نمیشد و نمیفهمید چرانمیشه!همیشه میگفتم چرا یکی پیدا نمیشه دل منو ببره یادته نه!:) یکی نمیاد تو زندگیم که رامم کنه که مقابلش به زانو دربیام و بیام پیشت و بگم:خدایا همین،من همینو میخوام!خدایا...من هیچوقت کسی رو انقدر دوست نداشتم که اونو ازت بخوام.همیشه گفتم خودت انتخاب کن.ولی دلمو بردی،بالاخره اومدم سمتت و ازت خواستم،یادته چند سال قبل!اومدمو گفتم:خودت گفتی هرچی میخوای از من بخواه.خدایا من از تو،فقط خودتو میخوام.اولین بار بود یه چیزو انقدر مطمئن میخواستم ازت.

من نه!بقیه میگن متحول شدم تو رفتار و ظاهرم!ولی من فقط عاشق شدم.خدایا...مرسی که عاشقتم.


پ.ن:

دیدم بدون اینکه بگم و اینکارو انجام بدم،ممکنه خدای نکرده بی احترامی محسوب بشه.

به خاطر همون یه عده همراهان همیشگی و انگشت شمار وبم که برام محترمن،گفتم بگم که قراره به زودی قسمت نظرات وبم رو غیرفعال کنم.البته ممکنه در بعضی مواقع این امکان فعال باشه.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۲۸
معصومـــه پــورابـراهیـــم