دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

من و جاده ای پراز خاطره...

دوشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۱۰ ب.ظ


من درد تو را زدست آسان ندهم

دل برنکنم زدوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

که آن درد به صد هزار درمان ندهم


اندر دل بی وفا غم و ماتم باد

آن را که وفا نیست زعالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

جز غم ، که هزار آفرین بر غم باد


در عشق توام نصیحت و پند چه سود

زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود

گویند مرا که بند بر پاش نهید

دیوانه دل است پام بر بند چه سود ؟


من ذره و خورشید لقایی تو مرا

بیمار غمم عین دوایی تو مرا

بی بال و پر اندر پی تو می پرم

من که شده ام چو که ربایی تو مرا


غم را بر او گزیده می باید کرد

وز چاه طمع بریده می باید کرد

خون دل من ، ریخته می خواهد یار

این کار مرا به دیده ، می باید کرد


آبی که از این دیده چو خون می ریزد

خون است  ، بیا ببین که چون می ریزد

پیداست که خون من چه برداشت کند

دل می خورد و دیده برون می ریزد

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۲۲
معصومـــه پــورابـراهیـــم

نظرات  (۱)

خوش اومدی عزیزم :)
+روح پدر جانت هم شاد...
پاسخ:
ممنونم طلااا:)
بسیار متشکرم ازت فاطمه جونم :*