دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

تضعیـف یا تقویــت؟!

دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۰۵ ب.ظ

تو حساس و زودرنجی.وقتی رفتم سرکار،رنجیدنو یادم رفت.یاد گرفتم که حرف خوردن و شنیدن،جزئی از زندگیه.بری سر کار تقویت می شی.

_ یعنی واقعا حساسم؟یعنی نباید رنجید از بی حرمتی ها؟چه دلیلی داره آدما به هم بی احترامی کنن!همه ما آدما ،از دید خدا بنده ایم.حق نداریم چون سمتمون بالاست به هم توهین کنیم!یا چون بیشتر از کسی می دونیم تحقیرش کنیم.چرا باید با یه دختر تو محیط کار بد برخورد بشه و اون نرنجه!؟چراباید بغض نکنه و دلش نشکنه!؟چرا باید عادی بشه این حرف خوردنا براش؟!تو فکر میکنی دختری که انقدر بی تفاوت بشه نسبت به بی احترامی ها و نریزه دلش با صدای بلند مردی که میخواد با صداش قدرت نمایی کنه،دختری که دلش نگیره از تحقیر،زنونگی رو یادش مونده!؟مطمئنی که تقویت شده،نه تضعیف!؟

نمی دونم،کدوممون قوی تریم،ولی میدونم زبون من بلد نیست مقابل بعضی از آدما کوتاه باشه چون ارزش هیچ آدمی رو بالاتر از اون یکی نمی دونه جز در مواردی که تقوا و ایمان شخصی رو بالاتر ببینه.دلم ضدضربه نیست که نشکنه!چشمای من بلد نیست خیس نشه وقتی به جای حرف حق،حرف زور می شنوه!من هنوز خیلی چیزارو بلد نیستم.ولی خیلی دلم میخواد فقط به این خاطر که ببینم دخترها تو این شرایط، قوی میشن یا ضعیف ،برم سرکار شده برای یه مدت کوتاه.کاری که اتفاقا چندان باب میلم نیست،کاری که در اصطلاح،حرف خورمو ملس کنه،من باید برم تا ببینم معصومه قوی کدوم معصومست.

خدا به خیر بگذرونه ،چون میخوام شرایطی رو تجربه کنم که حتی تصورش نکردم،که حتی فکر نمی کنم بتونم تحمل کنم.وقتی از شمال برگردم،کاملا جدی پیگیریش میکنم.قول میدم حقیقتو بگم،بگم یه دختر بعد از قرار گفتن تو چنین شرایطی، چه احساسی به خودش پیدا میکنه نسبت به قبل.


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۱۵
معصومـــه پــورابـراهیـــم

نظرات  (۴)

الان شمالی آیا؟! لاهیجانی یعنی؟ ^___^
بیخبر :(
پاسخ:
:)) نه طلا،هفته بعد میاام لاهیجان.ای جوووووونم :-*

۱۵ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۴۳ فاطیما کیان
تو توی آمریکا هم کار کنی این به اصطلاح تحقیر هارو داری , ربطی به جنسیت نداره این از مراتب قدرت و زیر مجموعه بازیه که کاریشم نمیشه کرد , یا باید نشست خونه یک ذره هم عوض نشد که چی ؟ که تحقیر نشد ولی حقارت پس رفت رو حس کرد یا باید تحقیر شد و قوی شد و به جاهایی رسید که احدی دیگه نتونه بگه بالای چشمت ابروئه
زندگی جنگه
یا بجنگ و زخمی شو و بکش و زنده جون سالم در ببر از زیرش
یا بشین و خراب شدن اوار های جنگی رو ببین که بالاخره میریزه روی سرت ولی هنوز شلیک کردن و دویدن رو هم یاد نگرفتی که بزنی بیرون و زندگی و جنگش رو به نوبه ی خودت کنترل کنی ...
پاسخ:
همینه،جنسیت نداره فاطیما،ولی حسم اینه خانوما اذیتشون بیشتره،چون روحیه لطیفتری دارن.قبول دارم که به ازای حفظ اقتدار باید ،دور یه چیزایی رو هم خط کشید،یه سری خواسته هارو باید نادیده گرفت،قبول دارم چون به قول تو مراتب قدرت همینه،ازطرفی معتقدم نمی شه به جاهایی رسید که دیگه چیزی بر خلاف میلت نباشه، در واقع هر جایی که باشم بازم بالاتر ازمن هست،واین مشکل اینطور رفع نمیشه تا وقتی حکومت جامعه، حکومت انسان بر انسانه نه حکومت خدا بر انسان.
اینکه زندگی رو جنگ تعبیر کردی خوشم اومد:)ولی اینم یادت باشه زنها جهادشون نوع دیگه ای محسوب میشه،زنها جنگجویان خوبی نیستن.
اگه دوست دارم تواین میدون جنگ (زندگی)محیط کار رو امتحان کنم، واسه اینه که حس میکنم اگه اگه اگه قدرتی بدست بیارم اونم از نظر روحی (همون کمی مقاومت بیشتر مقابل زور)،میتونم ازش تو زندگی شخصیم بهره ببرم،نه اینکه تو جامعه سودی برام داشته باشه.
چه خوب :)
قدمت سر چشم :)
پاسخ:
قربونت عزیز دلممممم :-)
کاش لاهیجان بودی فاطمههههه ها 
میام خب :))
البته 23 و 24 نیستم فکر کنم.روزای دیگه شاید بتونم.
پاسخ:
واقعا!چه خوب...وقتایی که میرم شمال زمان دست خودم نیست!ولی یکم حواست به کامنتا باشه،احتمالش هست پیشنهاد و دعوتی از جانب من باشه برای شما عزیزمم:-)