دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

منتخب شماره 1

شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۱۶ ق.ظ

از امروز تصمیم گرفتم،هر پست مفید تو هر وبی که خوندم و لذت بردم از خوندنش وحس کردم که انتشارش خالی از لطف نیست رو،تو وبم قرار بدم.البته کاملا درصورت رضایت نویسنده و باذکر منبع.


عنوان:آدم ها همه معمولی هستند

soroush29.persianblog.ir


این نوشته ای هست از "دالتون ترومبو" فیلم نامه نویس و نویسنده آمریکایی که به دلیل موضوع جالب آن در اینجا می گذارم.

 یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوش‌اش بیآید. ناگفته هم نماند؛ خودم بدم نمی‌آمد که او این قدر شیفته‌ی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!

. ما با هم ازدواج کردیم. سال اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همه‌ی زن و شوهرهای دیگر بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جدایی‌مان، چراغ راه آینده‌ی رفتارهایم شده« منو باش که خیال می‌کردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی می‌بینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی»
.
امروز که دقت می‌کنم، می‌بینم تقریبا همه‌ی ما در طولِ زندگی، به لحظه‌ای می‌رسیم که آدم‌های خاص و افسانه‌یی‌مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی می‌شوند، و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برای‌مان بُت بوده، به طرز وحشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوش‌مان می‌آید بُت درست کنیم و از آن‌ها «اَبَر انسان» بسازیم. و وقتی آن شخصیتِ ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدم‌های معمولی‌ هستند. حتی آن‌هایی که ما ابرانسان می‌پنداریم هم وقتی دست‌شویی می‌روند، وقتی می‌خوابند، آبِ دهن‌شان روی بالش می‌ریزد، آن‌ها هم دچار اسهال و یبوست می‌شوند، می‌ترسند، دروغ می‌گویند، عرقِ‌شان بوی گند می‌دهد.

بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویان ادبیات و تآتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی‌ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
.
اولین چاره‌ی کار این بود که از آن‌ها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطح علمی و آکادمیک لازم را ندارم، عنوان اشتباهی است. در قدم بعد، سعی کردم به‌ آنان نشان دهم که من هم مثل همه‌ی آدم‌های دیگر، نیازهای طبیعی‌ دارم. عصبانی می‌شوم، غمگین می‌شوم، گرسنه می‌شوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد می‌گیرد و هزار و یک چیز دیگر که همه‌ی آدم‌ها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام:
حتی جلوی پای یک پسربچه‌ 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزش‌تر و مهم‌ترند.
و بعد؛ راست‌گویی!
به عقیده‌ی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگ‌تر و انسانی‌تر از راست‌گویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگ‌ترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.

اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثل همه‌ی آدم‌های دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.

اینهای که گفتم، فقط مخصوص هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوق‌ها هم می‌آید.
به یک دلداده شیفته باید گفت:
«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه می‌بینی، در خلوتش، یک شامپانزه‌ی تمام‌عیار می‌شود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمان سوپراستار»
همه‌ی ما آدمیم. آدم‌های خیلی معمولی.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۱۷
معصومـــه پــورابـراهیـــم

نظرات  (۷)

۱۷ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۰۹ مهدی ابوفاطمه
لایک
پاسخ:
:) بله واقعا لایک
۱۷ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۵۸ فاطیما کیان
خیلی خوب بود 
مرسی معصومه جان برای بازنشرش :)
پاسخ:
آره واقعا خوب بود.خواهش میکنم عزیزدلم:)
:)
پاسخ:
بله بسیار:)
قرار دادن خوب نوشت های دیگران همیشه باعث آشنایی کسانی میشه که از هم دورن..
پاسخ:
آره همینطوره....امیدوارم خوب نوشت هارو ازهم دریغ نکنیم...این خیلی خوبه که یادبگیریم ویادبدیم که دنیای مجازی میتونه دنیای وصل شدن به خوبی ها باشه،وصل شدن به مسیرهای مثبت،افکارمثبت،انرژی مثبت ....

چند روز نبودم وبای نخوندم زیاد شده! 

ممنون از معرفیت ، ولی من فعلا نتونستم استفاده کنم 

ببخشید دوستم 

پاسخ:
خواهش میکنم:)حتما استفاده کن خوندنش واقعا لذت بخشه
۱۷ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۰۰ پرواز سپید
خیلی خووشم اومد!
پاسخ:
من هم بسیاااااار
۲۴ بهمن ۹۴ ، ۰۷:۵۴ عبداله سعادت
با سلام:
دیکته زندگیمان پر از غلط است ولی نگران نباش
خودش گفته قبل از نمره دادن اگر پشیمان شوی غلط هایت را پاک میکنم!

صدور هیچ گذرنامه و ویزایی لازم نیست وقتی به خدا " پناهنده" می شویم...

خدایا ... نرسان "زمانی " را که برای زندگی، همه چیز داشته باشیم غیر از " زمان"....
پاسخ:
سلام.عااالی بودن جمله ها.ممنونم........