دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

( بــه آنچـه فکـرمی کنـی،بینــدیـش )

دســت نوشــت

وقـــتــی قـــلـــب هــســـت،هــمـه چیـــز هســـت،حتـــی...پــــای نــداشــتــه ات.
________________________________
تمــام نوشــته هــای ایـــن وب،متـــعلــق بــه شـخــص خودمــه جــــز...مــواردی که ذکــر مـــی کـنــــم.

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۴/۰۸/۱۰

مسئلتم؟

پنجشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۳۸ ب.ظ

امروز بار چندم  بود که با چنین موردی روبه رو می شدم.چه جوری تو یک نگاه،یک مادر تشخیص میده یه دختر به درد پسرش میخوره؟

چی میشه که پسر تو انتخاب همسر آیندش اختیار کاملو میده دست مادرش؟!یعنی یه مرد براش مهم نیست زنش قراره کی باشه!بد نیست ها ولی من حس خوبی ندارم که انتخاب مادر همسرم باشم در درجه اول.

با بهناز رفته بودیم کافه اکسیژن،مشغول صحبت بودیم.خانمی به همراه همسرش وارد شدن.خیلی رسمی و شیک نشستن میز کناریمون.

خانم یه لبخند زد به منو نشست.همسرشون که اومد بشینه با اشاره ای صندلی دیگه ای رو نشونش داد و همسرش جاشو تغییر داد.کاملا مشخص بود که چه جذبه ای دارن.اینجوری دیگه کاملا فیس تو فیس من بود.دوباره لبخند زد بهم.به اینجا ختم نشد.به شوهرش یه چیزی گفت و ایشونم برگشت و نگاهی انداخت به میزما.سفارشمون آماده شده بود و داشتیم شروع می کردیم که خانم پاشد و اومد سمت من.سرشو نزدیک کرد به گوشمو گفت:یه چیزی بپرسم عزیزم؟ترسیدم یه جورایی!گفتم بفرمایید.گفت:بچه کجایی؟جواب دادم.پرسید دانشجویی؟و چند تا سوال دیگه.بعدشم گفت:عزیز دلم،قصد ازدواج نداری،میخوام ازت خواستگاری کنم!خیلی مستقیم.تعجب نکردم قبلا هم چند مادر عزیز همینجوری غافلگیرم کرده بودن.

با شرمندگی گفتم:قصد ازدوج ندارم.کلا میخوام بگم نه خجالت میکشم،خصوصا وقتی اصرار میکنن.دستشو گذاشته بود رو شونم و مکثش کنار من توجه بقیه رو جلب میکرد و من داشتم اذیت میشدم.خیلی جو برام سنگین شده بود،شلوغ بود و حس خوبی نداشتم.

وقتی رفت بهناز گفت:اوه اوه!از اون مادر شوهراست ها!از اون هایی که پسرش جرات نداره رو حرفش حرف بزنه.معلومه دیگه،کسی که عروسشو خودش انتخاب میکنه چه جوریه!حس میکردم درست میگه و مادر شوهر که میگن یعنی این.

وقت رفتن واسه خداحافظی اومد سمتم وگفت:خدا برای مادرت حفظت کنه قربونت برم من.خدا نگه دارت باشه گلم.منم تشکر کردم و خداحافظی کردیم.

پسرایی که مادراشون براشون زن انتخاب میکنن،چه جور پسرایین!؟حس میکنم نمیشه بهشون تکیه کرد.دوست دارم وقتی کنار همسرم هستم،افتخار کنم که من انتخاب خودشم،خود خودش :)


 

پ.ن:چندتا نکته هست که لازم دیدم بیان کنم.اولا اینکه فقط مشکل مادر نیست،من با اینکه حتی خواهر من رو برای برادرش انتخاب کنه درگیرم.و کلا از اینکه حس کنم پسر از خودش اختیاری نداره یا اختیارش دست شخص دیگه ایه اذیت میشم.و اینکه در مکان های مذهبی یا مثلا هیئت ها این انتخاب رنگ دیگه داره برام،هرچند باز هم مورد علاقم نیست اما وقتی فکر میکنم پسر به این دلیل که کلا اهل برقراری ارتباط با نامحرم نیست اینطور پیش میره نه تنها بدم نمیاد بلکه تحسین هم میکنم.اما متاسفانه در بیشتر مواقع انتخاب دختر از جانب مادر یا خواهر،ضعف پسرهاست(دوست دارن مورد حمایت خانواده قرار بگیرن-هنوز خودشونو خوب نشناختن و فکر میکنن خانواده بهتر میدونن معیارشون چیه و کی بدردشون میخوره -ملاک هایی رو برای همسر آینده در نظر دارن که یک مادر یا خواهر راحت تر میتونه مورد بررسی قرار بده -واقعا قدرت اختیار و انتخاب ندارن -و و و ....)نه اینکه پسر اهل برقراری ارتباط نبوده باشه یا انقدر پاک تشریف داشته باشه که این راه رو انتخاب کرده.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۲
معصومـــه پــورابـراهیـــم

نظرات  (۱۵)

۱۲ آذر ۹۴ ، ۲۳:۴۷ فاطیما کیان
من هم مثل تو فکر میکنم , اصلا خوشم نمیاد انتخاب خانواده اش باشم دوست دارم انتخاب خودش باشم و به دل خانواده اش هم بشینم , همچنین زن هایی پسرشون آب بخوره میفهمن و من دوست دارم زندگی زناشویی کاملا خصوصی باشه 
پاسخ:
همین دیگه!چه معنی داره آخه!اصلا آدم احساس غرور میکنه همسرش مستقل فکر کنه.من که حسم بده،در چنین شرایطی حتی اگه پسر تاییدم کنه من تاییدش نمیکنم.آقایون بدونن که دخترا حس خوبی ندارن به چنین مردهایی.

این دیگه چی بود؟!!!! همینقدر خشک و خالی! وسطه کافه؟؟؟؟ 
چقدر مسخره!!! ://
پاسخ:
:))
:/ حساس نشو.نمیشه که همشو بازکرد جانم!همینقدرش واسه وب کافیه.درضمن از اصطلاحات بهتری استفاده کنین در قبال بزرگتر!باید بگین چقدر عجیب!به هرحال مادرن احترامشون واجبه :)
ولی این شگرد خواستگاری رو تغییر بدن آقایون،دخترا بهشون برمیخوره.
سلام
موافقم باهات خردادی
کلا تو نه گفتن مثل خودم باتجربه ای پس :)
پاسخ:
سلام
نه بابا چه تجربه ای! ؛)
انگار دخترا با چنین پسرایی رابطه خوبی ندارن
من یه بار الکی گفتم متاهلم! بعد طرف گفت پ کو حلقه ت؟!!! هیچی دیگه ضایع شدم رفت :)))))
پاسخ:
:)) مدتهاست که دیگه حلقه جواب نمیده بابا.چه راه در رویی بود این حلقه.هیعییی
عه! کلمه مسخره کلمه ی بدیست؟؟؟ حرکت ؛ حرکته مسخره ای بود خب! من اون خانم رو چه میشناسم؟! فقط میدونم کارش؛ خیلی بد بود .... و دیگر هیچ :)
پاسخ:
:) آقای و دیگر هیچ،حرکت اون پسری مسخرست که اینجوری مادرشو میندازه جلو!انقدر قدرت نداره واسه زندگیش تصمیم بگیره که مادرش هرجایی دنبال سوژه ایده آل برای پسرشه.
اینم زمونَست ما داریم..! :|
پاسخ:
این زمونه رو که خیلی وقته داشتیم !:/
۱۳ آذر ۹۴ ، ۲۳:۳۹ ❤منتـــظر المـهـدی❤
بهترین هانصیبتون.......
پاسخ:
ممنوووون:)همچنین...
۱۴ آذر ۹۴ ، ۰۰:۳۳ پرواز سپید
سلام سمت مرد وابسته نرو به هیچ وجه من الوجوه!
زندگیت حروم میشه!!
کسی اومد خواستی فرق وابتگی و پرهیز رو بفهمی خوب بررسی کن ولی خودتو گول نزن مرد وابسته بدتر از تنهاییه!
پاسخ:
سلام به روی ماهتون :)
چشم.خیلی مفید بود نصیحتتون انقدر قاطع گفتین که شک ندارم باید به حرفتون گوش داد.درست میگین آدمو تنهاتر میکنن.به عنوان کسی که تو این مدت کوتاه میشناسمتون و قبولتون دارم،حتما حرفتونو به خاطر میسپارم.
۲۰
پاسخ:
:) من عاشق نمره ی بیستم
۱۴ آذر ۹۴ ، ۱۷:۲۴ یـک مـعــلـم . .
باسلام واحترام،
نظرشماکاملا متین،عقلانی واصولیه ،
آقاپسری که تموم  بارانتخاب همسرآینده شو به مادرش یادیگران،واگذارمی کنه،
وخودش هیچ تلاش معقولی برای پذیرش مسئولیت های این انتخاب،
انجام نمی ده،
درمتن زندگی مشترکش هم،دچارسندرم "فرارازمسئولیت"، خواهدشد.
مسئولیت پذیری درانتخاب همسر،
نشانه ی رشدعقلی وبلوغ اجتماعی مرد است . .
.
مطلبتون جالب بودوآگاهی بخش . .
سپاس ازشما . .
پاسخ:
سلام
احسنت (سندرم "فرارازمسئولیت") عنوان قشنگی بود.
(مسئولیت پذیری درانتخاب همسر،نشانه ی رشدعقلی وبلوغ اجتماعی مرد است )،دقیـــــــــقا.
خواهش میکنم،اشاره های شما هم به جا بود،ممنون :)
۱۵ آذر ۹۴ ، ۰۰:۴۸ فاطیما کیان
کامنت یک معلم عالی بود , افرین :)
پاسخ:
آره بسیار موافقم،با اصطلاحات و جمله های نابشون خنک شد دلم :)
من حقیقتش چندان با این پست شما موافق نیستم. اول بگذار بگم که بنظر میاد نحوه مطرح کردن موضوع خواستگاری این خانم از شما اگر دقیقا به همین صورتی بود که شما نوشتید چندان جالب بنظر نمیرسه و بنظر میاد باید با ادبیات و شکل بهتری موضوع را بیان می کرد. به هر حال باید کمی محتاط بود. برخی دخترا رعایت احتیاط رو نمی کنند و همه گونه اطلاعاتی رو در اختیار غریبه ها قرار میدند. خانمی که بلافاصله به شما لبخند میزنه رو باید کمی محتاط باشی. خب این از این. اینکه گفتم با شما موافق نیستم از این نظر بود که این خانم از شما خواستگاری نکرده بلکه انتخاب اولیه کرده و در مرحله بعدی پسر ایشان تصمیم گیرنده می شد و این قضاوت که انتخاب این خانم انتخاب نهایی بوده کمی زود بوده. به هر حال اشکالی نداره که بستگان نزدیک و یا کمی دور تر ما اگر دختری را جایی مشاهده می کنند موضوع را مطرح کنند. همیشه همینطور بوده و مشکلی ایجاد نکرده البته اگر در مراحل بعدی پسر از خودش اختیار انتخاب نهایی را نشان داده باشه در غیر اینصورت نظر شما درسته. بسیار بسیار اندک هستند پسرهایی که انتخاب نهایی را مادرشان انجام میده بخصوص در این روزگار. بنابراین شروع به شکلی که شما گفتید اشکالی نداره اما در مراحل بعدی مهمه. آشنایی داریم که برای خواستگاری اولیه، مادر پسر منزل شان آمد و گفت که من دختر شما را پسندیدم اما پسرش دختر چادری میخواد و دختر باید چادر بزنه. خب چنین پسری که هنوز دختر را ندیده برایش پوشش مهم باشه چنین پسری به درد زندگی نمیخوره. از اینها باید پرهیز کرد و همان ابتدا پاسخ منفی داد به این مادر شوهر.
پاسخ:
چقدر صحبت های منطقی رو دوست دارم:)حرفاتون قابل درک و منطقیه.اما توضیحات من ؛
مطرح کردم موضوع خواستگاری جالب وشیک بود و محترمانه جوری که نه تنها بهم برنخورد بلکه از نحوه برخوردشون خوشم هم اومد حالا نمیگم چرا(برخلاف دفعه های قبل که خانم مصمم بود پسرشونو ببینم وبعد بگم نه ونزدیک بود ازاصرارشون اشکم دربیاد)من از نحوه بیان موضوع بدم نیومد،اما مسائل حاشیه ای که بهش اشاره داشتم درک این موضوع رو برام سخت میکنه.آقا سروش،انتخاب اولیه نخیر!خواستگاری میکنن و دربرخی شرایط اعلام میکنن پسر یا برادر ما،انتخاب من رو تایید میکنه چرا؟چون میگن:پسر یا برادر من میدونه من سراغ هرکسی نمیرم.واینکه دیگه اندک نیستنند!الان مردها مسئولیت پذیر نیستن ودوست دارن کسی پشتشون باشه،علاوه براین وقتی یکی رو همه خانواده تایید میکنن دلشون قرص میشه چون ضعیفن با ایراد گرفتن از جانب بقیه ته دلشون خالی میشه.میخوان کسی رو انتخاب کنن که مورد قبول خیلی هاست.ندیدین کسی روکه بعد ازتایید یک دختر یا پسر با نظر خانوده راحت تغییر عقیده داده باشه؟
وقتی منو کسی جز اون پسر در درجه اول تایید میکنه،این یعنی سلیقه بقیه هم میتونه سلیقه اون باشه(حالا این موردو تو زندگی شخصی درنظر بگیرین.درضمن خیلی بده نظر یه زن به سلیقه ی یه مرد نزدیک باشه تو این شرایط،پدرشون که منو تایید نکردن،مادر یا خواهرشون منو تایید کردن،من فکر میکنم خواهر من بهتر از برادر من،رو من شناخت داره،سلیقه برادر من سلیقه خودشه،اما سلیقه خواهرم بدون شک به افکار من نزدیک تره.بنابراین نمی تونم بگم اون خانم طبق سلیقه پسرش اقدام کرده،بلکه طبق خواسته و سلیقه خودش پیشقدم میشه.نمیدونم عمق موضوع قابل درکه یا نه!)
اینکه اطلاعات رو دراختیار بقیه قرار میدن و بی احتیاطی میکنن هم نکته بسیار مهمیه که باید به خاطر داشت ،ممنون.اما برای من که اصلا ازدواج رو جدی نمیگرم که بخوام اطلاعات بدم خیلی خطرناک نیست.علاوه بر این اگه تو موارد دیگه مادرها اینجوری نیومده بودن به پیشوازم قطعا شک میکردم :)
هم موافق و هم ناموافقم یکم :)
ولی حس خوبی نداره.
خصوصا وقتی قبل دیدن پسره مادر و اطرافیان میان دختره رو ببینن!
حس کالا بودن دست میده به آدم :/
چه وضشه؟
پاسخ:
اوهوم حس خوبی نداره رو خوب اومدی.
این که قبلش میان ببینن که تکلیفشون روشنه خداروشکر،بی ارزش ترین گروه آدمان،دقیقا حس میکنی اومدن ببینن چقدر می ارزی.
چه وضعشه شما بگو!:)
اصن یه وضی :/
زبون آدم قاصره :/
پاسخ:
:)) چه میکنن بازبون آدم،میبینی!
سلام 
شما خوب هستی ؟
خوش می گذره ؟ 

پاسخ:
سلام عزیزجوون
خوبم به لطف خدا شما چطوری ؟:)
خوش؟میگذره....